خلاصه داستان: ناتالی، زنی جوان و موفق، پس از مرگ ناگهانی همسرش دچار غم و اندوه عمیقی میشود. اما زمانی که یک همکار ساده و بیادعا به نام مارکوس وارد زندگیاش میشود، او کمکم امید و عشق را دوباره کشف میکند. این داستانی لطیف درباره غلبه بر فقدان و یافتن زیبایی در غیرمنتظرهترین مکانهاست.