
اُهم باومن، نویسنده آمریکایی موفق اما منزوی، پس از دیدن روح مادرش تصمیم میگیرد به هتل بیلبری وودز در ایرلند روستایی برود؛ جایی که والدینش ماه عسل خود را آنجا گذرانده بودند. او قصد دارد خاکستر والدینش را پخش کند اما با کارکنان هتل آشنا میشود که داستانهای عجیبی از جادوگر زن زندانیشده در سوئیت ماه عسل تعریف میکنند. در حالی که اُهم با گذشته تاریک خود و خاطرات کودکی مواجه میشود، ناپدید شدن بارمن هتل و کشف رازهای پنهان کارکنان، او را در ماجرایی پر از وحشت واقعی و ماورایی فرو میبرد

