خلاصه داستان: ریلند گریس، معلمی از شیکاگو که قبلاً زیستشناس مولکولی بوده، پس از بیدار شدن از کما در سفینه فضایی با حافظه ناقص، متوجه میشود که تنها بازمانده مأموریت نجات زمین از تهدیدی خورشیدی است. او باید با استفاده از دانش علمی خود، میکروارگانیسمهای مرموز را که خورشید را در حال خاموش کردن هستند، متوقف کند. در مسیر به سمت ستاره تاو ستانی، با موجودی بیگانه به نام راکی آشنا میشود و دوستی عمیقی بین آنها شکل میگیرد. فیلم با صحنههای پر از کشف و چالشهای فنی، حس تنهایی و امید را ایجاد میکند