خلاصه داستان: در زمان کنوانسیون قانون اساسی، بنجامین فرانکلین به گذشته خود و دوستی طولانی با جرج وایتفیلد، مبلغ مشهور، فکر میکند. آنها زمانی که وایتفیلد در فیلادلفیا موعظه میکرد با هم آشنا شدند و فرانکلین از قدرت صدای او شگفتزده شد. همکاری آنها در انتشار موعظهها ادامه یافت و وایتفیلد بارها فرانکلین را به پذیرش عیسی مسیح دعوت کرد. فرانکلین که دیئیست بود در ابتدا نپذیرفت، اما...