خلاصه داستان: دن برتون، کارگردان ناموفق، و همسرش لیزا، بازیگر جاهطلب، برای ترمیم رابطه رو به فروپاشیشان به کلبهای کنار دریاچه میروند. اما هر دو در مخفیترین نقشه خود، قصد دارند دیگری را در این آخر هفته بکشند. دن با کمک هنری، زندانی سابق، و لیزا با طرح تصادف شکار، همه چیز را آماده کردهاند. اما ورود ناگهانی فراریان خطرناک به کلبه، نقشههایشان را به هم میریزد و آنها را مجبور میکند برای بقا با یکدیگر همکاری کنند.