لوک کالینز (اسکوت ایستوود)، یک سوارکار حرفهای مسابقات گاوچرانی، با سوفیا دانکو (بریت رابرتسون)، دانشجوی هنر، آشنا میشود. رابطه آنها با خواندن نامههای عاشقانه یک پیرمرد (جک هیوستون) که خاطرات عشق طولانیمدت خود با همسرش (اولیا شورین) را روایت میکند، عمیقتر میشود.
از زمان فوت همسرش در ۱۲ سال پیش، ویکتور فیلدینگ دخترشان آنجلا را بهتنهایی بزرگ کرده است. اما زمانی که آنجلا و دوستش کاترین در جنگل ناپدید میشوند و سه روز بعد بدون هیچ خاطرهای از اتفاقاتی که برایشان افتاده است باز میگردند، زنجیرهای از وقایع رخ میدهد که ویکتور را مجبور میکند تا با نهایت شر روبرو شود و در ترس و ناامیدی بهدنبال تنها فرد زندهای باشد که قبلاً شاهد چنین چیزی بوده است: کریس مکنیل.
در نیویورک سال ۱۹۸۱، که از نظر آمار جنایت خشونتبارترین سال تاریخ شهر است، آبل مورالس (اسکار آیزاک)، تاجر مهاجری که کسبوکار حملونقل سوخت را اداره میکند، بین وسوسه تقلب برای رقابت و پایبندی به اصول اخلاقی گیر کرده است. همزمان، او باید از خانوادهاش در برابر تهدیدهای بیرونی محافظت کند.
هری (جف دنیلز) و لوید (جیم کری) پس از ۲۰ سال دوباره همدیگر را پیدا میکنند و متوجه میشوند هری یک دختر دارد که هرگز او را ندیده است. این دو دوست احمق برای یافتن او به سفری دیوانهوار میروند و درگیر ماجراهای خندهدار و پرتنشی میشوند.
یک نابغهی جوینده ی گنج ، گروهی را برای یک ماجراجویی بزرگ دور هم جمع میکند. اما برای اینکه بتواند از هر تهدیدی فرار کند، به کسی حتی باهوشتر از خودش نیاز دارد! خواهرش که از او جدا شده است.
"دون ویتو کورلیونه"، بزرگ یک "خانواده" مافیایی نیویورکی است. وقتی یک گنگستر تحت حمایت "سولوتزو"، یک خانواده مافیایی دیگر، قصد خود را مبنی بر فروش و پخش موادمخدر در سراسر نیویورک اعلام میکند، مشکلات شروع میشود. دون ویتو مخالف این کار است و به پولی که از "باج" و قمارخانهها و غیره درمیآورد، راضی است. بنابراین به جانش سوءقصد میکنند. سپس سولوتزو، یکی از مشاوران دون ویتو را میرباید و او را وادار میکند تا پسر دون ویتو را به فروش موادمخدر راضی کند. اما هنگامیکه سولوتزو خبردار میشود که دون ویتو هنوز زنده است، نقشههایش به باد میرود …
یک وکیل موفق (مایکل فاسبندر) که به دنیای قاچاق مواد مخدر بین مکزیک و آمریکا وارد میشود، به سرعت متوجه میشود که این تصمیم او را درگیر شبکهای مرگبار از جنایتکاران (خاویر باردم، کامرون دیاز، پنهلوپه کروز) کرده است. حالا او باید برای نجات خود و نامزدش (پنهلوپه کروز) از این دام مرگبار فرار کند.
یک سفینه فضایی برای حمل و نقل هزاران نفر از مردمان قصد سفر به یک سیاره دور را دارد، ولی یکی از محفظههای خوابش مشکل پیدا می کند و در نتیجه یکی از مسافران ۹۰ سال زودتر از موعد مقرر از خواب بیدار می شود و زمانی که میبیند به تنهایی در حال پیر شدن و مُردن است تصمیم میگیرد مسافر دیگری را نیز بیدار کند و ...
بوفورد «بو» واینتروب (خواکین فینیکس)، مردی میانسال با اضطراب شدید، سفری سورئال و هذیانی را برای دیدار با مادر کنترلگرش آغاز میکند. در این سفر، او با دنیایی عجیب و پر از تهدیدهای خیالی و واقعی مواجه میشود که مرز بین توهم و واقعیت را محو میکند.